نظرات و پیشنهادات درباره ما معرفی کتاب تاریخچه جاسوسی لغات سرخپوستی تاریخ سرخپوستان جنگ جهانی دوم جنگ جهانی اول صفحه اصلی  


 
فصل 1  
فصل 2  
فصل 3  
فصل 4  
فصل 5  
فصل 6  
فصل 7  
فصل 8  
فصل 9  
فصل 10  
فصل 11  
فصل 12  
فصل 13  
فصل 14  
فصل 15  
فصل 16  
فصل 17  
فصل 18  
فصل 19  

 
 

فصل 1  ( قسمت سوم )

 

طی دو قرن یعنی در تمام مدتی كه مهاجر نشينان اروپائی از گردنه های جبال آلکنی گذشتند و در امتدا رودخانه ها به سمت مغرب سرازير شدند ، تا به " آبهای بزرگ " ( معنی لغوی می سی سی پی آبهای بزرگ می باشد ) رسيدند و از آنجا رو به " لجن زارهای بزرگ " ( معنی لغوی ميسوری ، لجن زارهای بزرگ می باشد ) بالا رفتند ، اين صحنه های فاجعه آميز پی در پی تكرار شد. پنج تيره قبيله " ايرو كوا " كه نيرومند ترين و متمدنترين قبايل سرخپوست مشرق بودند ، كوشيدند تا بين سفيد پوستان و سرخپوستان صلح و صفا برقرار كنند ، لكن تلاششان بی ثمر ماند. بالاخره پس از سالها جنگ و خونريزی برای حفظ استقلالشان ، قبايل ايرو كوا به شكست خود اعتراف كردند. بعضی به كانادا پناه بردند و بعضی به سمت مغرب گريختند و بقيه حيات خود را به قيد وبند در اردوگاه ها بسر آوردند.

 پونتياك

 در سال 1760 پونتياك رئيس قبيله اوتاوا افراد قبايل مختلف را در ناحيه " درياچه های بزرگ " گرد آورد به اين اميد كه انگليسيان را به پشت كوههای " آلگنی " عقب براند اما در اين راه با شكست مواجه شد . اشتباه مهم او اين بود كه با سفيد پوستان فرانسوی  زبان  متحد شده  بود . چون اينان  در  محاصره  حياتی " ديترويت " كمك خود را از سرخپوستان دريغ داشتند . يك نسل بعد " تكوم سه " ريس قبيله شاونی اتحاديه ای از قبايل غرب مركزی و جنوب تشكيل داد تا در برابر هجوم مهاجران سفيد پوست از سرزمينهای خود دفاع كنند. اما اين رويای شيرين با مرگ " تكوم سه " در ميدان جنگ در سال 1812 پايان پذيرفت .

تكوم سه

 بين سالهای 1795 و1840 سرخپوستان ميامی جنگ از پی جنگ كردند و پيمان از پی پيمان بستند و بدينگونه زمينهایی از دره حاصلخيز و پر بركت اوهايو را به سفيدپوستان دادند تا جایی كه ديگر زمینی برای خودشان باقی نماند. وقتی پس از جنگ 1812 سفيد پوستان دسته دسته شروع به نفوذ به داخل منطقه ايلينويز كردند قبايل " سوك " فوكس " به آنسوی " می سی سی پی " گريختند. یکی از روسای مادون ايشان به نام " سيه باز" حاضر نشد بگريزد و با قبايل " وينه باگودا " و " پتاوتامی " و" كيكا پو" عقد اتحاد بست و به مهاجران جديد اعلان جنگ داد. تيره ای از" وينه باگودا " ها با قبول رشوه ای به ميزان بيست راس اسب و صد دلار پول نقد از یکی از فرماندهان نظامی به " سيه باز " خيانت كردند . " سيه باز " در سال 1832 اسير شد و او را به مشرق بردند تا زندانی كنند و گاه به معرض تماشای مردم بگذارند. پس از مرگ " سيه باز" در سال 1838 اسكلت اورا به فرمانداری ايالت آيوا كه تازه تاسيس شده بود دادند و او آنرا به منزله شیئی زینتی در دفتر كار خود گذاشته بود.

 در سال 1829 " آندرو جكسن " كه سرخپوستان او را " تيز چاقو " نام نهاده بودند به رياست جمهوری آمريكا رسيد . اين مرد در دوران رياست جمهوری خود كه به عصر " ازاله " معروف است ، با سربازان خود به جان  سرخپوستان افتاد  و هزاران  تن از افراد قبايل  " چيروکی "  و " چيكاسا "  و "  چكتاو "  و " كريك " و " سيمونل " را قتل عام كرد . معهذا اين سرخپوستان جنوب كه تعدادشان هميشه زياد بود ، با لجاج تمام به زمين آبا و اجدادی خود می چسبيدند ، خاصه كه سفيد پوستان به موجب قراردادهایی ، حق مالكيت قطعی ايشان را بر آن سرزمين ها به رسميت شناخته بودند .

اندرو جکسون ( تیز چاقو)

 " تيز چاقو " در نخستين پيام خود به كنگره توصيه كرد كه اين سرخپوستان را به سمت مغرب و به آنسوی رود می سی سی پی برانند : من پيشنهاد می كنم كه بخش وسیعی از سرزمينهای مغرب می سی سی پی به قبايل سرخپوست اختصاص داده شود و اختيار دخل و تصرف و استفاده آزاد از آنجا مادام كه در تصرف ايشان است برای آنان تضمين گردد. با آنكه تصويب چنين قانونی فقط ممكن بود وعده ای باشد كه به فهرست وعده های داده شده به سرخپوستان مشرق و وفا نشده افزوده شود ،" تيز چاقو " اطمينان داشت كه سرخپوست و سفيد پوست نخواهند توانست با هم در صلح و صفا بسر برند و شايد طرح او موجب شود كه به اين آخرين وعده وفا كنند. در 28 ماه مه 1830 توصيه های تيز چاقو قوت قانونی پيدا كرد. دو سال بعد تيز چاقو اداره ای به نام اداره امور سرخپوستان تاسيس كرد كه قرار شد وابسته به وزارت جنگ باشد. و بر اجرای صحيح قوانين مربوط به سرخپوستان نظارت كند. در 30 ژوئن 1834 كنگره فرمانی به منظور تنظيم امور تجارت و روابط با قبايل سرخپوست و نيز به منظور حفظ صلح در مرزها صادر كرد. بموجب اين فرمان تمام قسمت غربی رودخانه می سی سی پی و آنسوی مرزهای " ميسوری " و" لوئيزيانا " يا سرزمين " آركانزاس" ملك مطلق سرخپوستان شناخته شد .

هيچ سفيد پوستی حق نداشت بدون اجازه در خاك متعلق به سرخپوستان به تجارت بپردازد و هر تاجر سفيد پوستی كه می خواست مقررات مندرج در مواد آن فرمان را نقض كند سر و كارش با نيروی نظامی ايالات متحده آمريكا بود. حتی پيش از آنكه اين قوانين به موقع اجرا گذاشته شوند سيل تازه ای از مهاجران به سمت مغرب هجوم آوردند و ايالات " ويسكانسین " و " آيوا " را تاسيس كردند. اين امر موجب شد كه سياستمداران " واشينگتن " مرز دایمی سرخپوستان را از ساحل  می سی سی پی تا 95 درجه عرض جغرافيایی عفب ببرند. ( اين خط از درياچه بيشه ها شروع می شد و به سمت مرز فعلی بين " مينسوتا " و " كانادا " امتداد ميافت. سپس با عبور از مناطقی كه امروز ايالت " مينسوتا " و" آيوا " را تشكيل داده اند به طرف جنوب  می رفت  و از آنجا  به  بعد  در امتداد  مرزهای  غربی  "  ميسوری "  و "  آركانزاس "  و " لوئزيانا " تا خليج " گالوستون " در " تكزاس " پيش می رفت ) . برای نگه داشتن سرخپوستان در آنسوی عرض 95 درجه و جلوگيری از تجاوز بدون اجازه سفيد پوستان به آنطرف خط ، سربازانی به نگهبانی در پاسگاههای نظامی گماشته شدند كه از جنوب ، ابتدا از دژ " اسنلينگ " واقع بر رود می سی سی پی تا دژ های " اتكينسن " و " ليون ورث " واقع بر رود " ميسوری " و" گيبسون " و" اسميت " بر " آركانزاس " و " تاوسن " بر رود سرخ و " جساپ " . اينك از زمانی كه كريستف كلمب در سان سالوادور پياده شده بود سه قرن می گذشت .

 در اين زمان قبيله مهربان تاينوس كه از كريستف كلمب با آغوش باز استقبال كرده بودند ، بکلی نابود شده بود . مدتها پيش از آنكه آخرين افراد قبيله تاينوس از اين جهان رخت بر بندد توليد كشاورزی ايشان از ميان رفته بود . و بجای آن كشتزارهای پنبه بوجود آمده بود و سفيد پوستان با استفاده از كارگران برده از آن كشتزارها بهره برداری می كردند . مهاجران جنگلهای استوایی را ازميان بردندتا سطح مزارع خود را وسيعتر كنند. پنبه كاران بسرعت زمينها را می بلعيدند و باد كه ديگر سد جنگلها در مقابلش نبود مزارع را از شن می انباشت . وقتی كريستف كلمب نخستين بار چشمش به جزيره افتاد در باره آن چنين به ستايش پرداخت : دشتی است وسيع با درختان سبز و خرم كه به چشم لذت واقعی می بخشد. اروپائيانی كه پس از كلمب درآنجا پياده شدند ، هم درختان را از بين بردند و هم جزيره نشينان را . آنها به آدميان و جانوران و پرندگان و ماهيان ابقا نكردند و پس از آنكه جزيره را تبديل به سرزمینی خشك و بيحاصل كردند آنجا را ترك كردند. در خود قاره آمريكا نيز افراد قبيله " وامپانواگ " و سلطان " فليپ " نابود شده بودند. چنانكه همين ماجرا بر سر قبايل " چساپيك " ، " چيكاهومینی " ، و" پوتو ماك " یعنی اعضای اتحاديه " پاوهاتان " آمده بود . (  تنها افراد قبيله " پوكاهونتا " در ذهن اعقابشان به حيات خود ادامه می دادند . قبايل " پكوت " ، " مونتوك " ، " نانتی كوك " ، " ماچاپونگا " ، " كاتاوبا " ، " چراو" ، " ميامی " ، " هورون " ، " اريه " ، " موهاوك " ، "سنكا" ، و "موهگان" پراكنده شده و يا به تعداد بسيارکمی تقليل يافته بودند. ( از قبيله "اونكا" هم فقط يادی در خاطره ها بود ) در حالی كه نامهای موزون و آهنگين آنان برای هميشه برايالات و ولايات آمريكا باقی ماند. اجساد ايشان در هزاران ده ويران يا متروكه در ته جنگلها فراموش شد و آن جنگلها نيز با تبر بيست ميليون اشغالگر از پای در آمد . ديری نپائيد كه آن شطها و رودخانه های با آب زلال ، كه بيشتر نامهای سرخپوستی داشتند ، بر اثر انواع رسوبها و كثافتهائی كه در آب آنها می ريختند ، آلوده و كدر گرديدند.

 احساسی كه از اين اروپائيان مهاجم به سرخپوستان دست داده بود ، اين بود كه آنان از طبيعت زيبا ، از جنگلهای سبزو خرم سرشار از شيره حيات و پر از پرندگان و جانوران جالب و زيبا ، از حاشيه سرسبز بيشه ها ، از آب زلال ، از خاك و حتی از هوای تميز متنفرند دهه بعد از تعيين مرز دایمی سرخپوستی برای قبايل سرخپوست مشرق دوران دردناکی شد. قوم بزرك " چيروکی " نيز كه بيش از نيم قرن در قبال بلای خانمانسوز جنگها و بيماريها و مشروبات الکلی ارمغان سفيد پوستان به ديار ینگی دنيا مقاومت كرده بود ،اكنون رو به اضمحلال ميرفت. چون از افراد قبيله "چيروکی "هنوز چندين هزار تن باقی مانده بودند ، مهاجرت ايشان به سمت مغرب بایستی دسته دسته انجام گيرد لكن كشف طلا دركوههای " آپالاچ " یعنی در قلب سرزمین ايشان موجب برانگيختن خشم و نفرت عمومی در ميان آنان گرديد. و سفيد پوستان به اصرار از آن قوم خواستند كه  فورا از آنجا كوچ  كنند . در خلال  ماههای  پاييز  سال 1838 ،  سربازان  ژنرال " وينفيليد اسكات " آنان را محاصره كردند و در اردوگاههایی متمركز ساختند . ( چند صد تنی از افراد قبيله چيروکی به سمت منطقه " اسموکی هيلز " گريختند و سالها بعد از اين ماجرا سفيد پوستان محوطه بسيار كوچکی را در " كارولينای شمالی " به ايشان اختصاص دادند) .

وينفيليد اسكات

 باری پس از تجمع ايشان در اردوگاهها ، همه را مانند اسيران به طرف مغرب و به سرزمين سرخپوستی منتقل ساختند. در جريان اين هجرت طولانی در چله زمستان ، از هر چهار " چيروکی " يك نفر بر اثر سرما و گرسنگی و بيماری از پا در آمد. خود آن بدبختها اين مهاجرت طولانی را " راهپيمایی اشكبار" ناميدند . قبايل " چوكتاو" ، " چيكاساو"، "كريك" ، و سيمونل نيز ناچار شدند سرزمين آبا و اجدادی خود را در جنوب ترك گويند و به سمت مغرب بگريزند . در شمال هم باز ماندگان قبايل  " شاونی " ، " ميامی " ، " اوتاوا "، "هورون" ، " دلاوار" و بسياری از قبايل ديگر كه سابقا قدرت و هیبتی داشتند ، بعضی پياده و بعضی با اسب يا گاری به آنسوی " می سی سی پی" هجرت كردند و اموال و اثاثيه بيمقدار خود را كه بيشتر ابزار بدوی و زنگ زده كشاورزی و بذر بود با خود بردند. ورود ايشان به ميان سرخپوستان نيرومند و آزاد چمنزارهای آنسوی می سی سی پی به منزله وروداقوام فقيری بود كه از اقوام ثروتمند خود پناه وحمايت می خواستند.

 هنوز پناهندگان در پشت مرزهای دایمی سرخپوستی كاملا مستقر نشده بودند و زندگی امن و آرام تازه خود را آغاز نكرده بودند كه سربازان دولتی رهسپار به سمت مغرب از سرزمين ايشان گذشتند. سفيد پوستان ايالات متحده كه آنقدر از صلح و صفا دم می زدند و پيدا بود كه چندان پابند به قول و قرار خود نيستند با سفيد پوستان ديگری كه سرخپوستان مكزيك را شكست داده بودند به جنگ پرداختند. وقتی بالاخره جنگ با مكزيك در سال 1847 پايان پذيرفت ايالات متحده سرزمين وسیعی از خاك مكزيك را كه از "  تگزاس " تا " كاليفرنيا " واقع در مغرب " مرز دایمی سرخپوستی " كشيده شده بود به تصرف در آور د.

 در سال 1848 در " كاليفرنيا " طلا كشف شد . طی چند ماه مردم شمال شرقی كه در پی كسب ثروت بودند هزار هزار از سرزمين سرخپوستان عبور كردند . سرخپوستانی كه در امتداد " سانتافه "  و  حوالی " اوره گن " می زيستند يا به شكار می پرداختند عادت كرده بودند به اينكه گاه گاه عبور كاروانهای مجازی ( كاروانهایی كه جواز عبور داشتند ) از بازرگانان و شكارچيان يا هيئتهای مذهبی را از ورای خاك خود ببيند. لكن چندی نگذ شت كه همين معابر مملو از وسايط نقليه گرديد و اين وسايط پر از مردان سفيد پوست بودند بيشتر اين مهمانان  ناخوانده  به بوی  طلای  كاليفرنيا جذب شده  بودند و بقيه  به سمت جنوب غربی می رفتند تا در مكزيك جديد يا در قسمت شمال غربی آن یعنی در " اوره گن " مستقر شوند . سياستمداران واشينگتن برای آ نكه به تجاوز خود به مرزهای  سرخپوستی  صورت قانونی بدهند ، " اعلاميه تقدير " را برای توجيه عمل غاصبان اختراع كردند. به موجب اين اعلاميه تقدير حكم می كرد كه اروپاييان و اعقاب ايشان برسرتاسر قاره آمريكا حكومت كنند . آنان مظهر و نماينده نژاد غالب بودند و بنابراين مسئوليت خود سرخپوستان و سرزمينهای ايشان و همچنين مسئوليت جنگلها و ثروت های معدنی نهفته در آن سرزمينها را بر عهده داشتند.

 تنها ساكنان سرزمين " نيوانگلند " كه همه سرخپوستان آن سرزمين را كشته يا آواره كرده بودند با اعلاميه تقدير به مخالفت برخاستند. در سال1850 با آنكه نظر هيچيك از قبايل سرخپوست ساكن سواحل اقيانوس كبير از قبيله " مودك " گرفته تا قبايل " موهاو" و " پايوت " و" شاستا " و" يوما " و صدها قبيله كم شهرت تر ديگر پرسيده نشد ، " كاليفرنيا " بعنوان سی و يكمين ايالت اتحاديه اعلام گرديد. خبر كشف رگه های طلا در گوههای " كلورادو " بلافاصله دسته های تازه ای از زمينخواران را به چمنزارهای سرخپوستان جلب كرد. دو سرزمين وسيع جديد بعنوان دو ايالت تازه " كانزاس " و " نبراسكا " بوجود آمد و اين دو ايالت عملا شامل سرزمين متعلق به قبايل سرخپوست چمنزارها بودند. در سال 1858 " مينسوتا " ايالتی از ايالات متحد شد و مرزهای آن از اين پس به يكصدو پنجاه كيلومتر آنسوتر از خط 95 درجه یعنی " مرز دایمی سرخپوستی " كشيده می شد. بد ينگونه هنوز ربع قرن از تصويب لايحه قانونی " تنظيم تجارت و روابط با قبايل سرخپوست " كه به ابتكار آندرو جكسن يا به قول سرخپوستان تيز چاقو تدوين شده بود ، نمی گذشت كه مهاجمان پيشگام رخنه هایی در شمال و جنوب خط 95 درجه ايجاد كردند . و معدنچيان و سوداگران سفيد پوست به قلب سرزمين سرخپوستان راه يافتند. در همان دوران در آغاز سالهای 1860 ، مابين سفيد پوستان ايالات متحده كه در شمال می زيستند و سفيد پوستان جنوب ، جنگ داخلی بزرگی در گرفت كه به جنگ انفصال معروف شد ( سربازان آبی پوش شمال در مقابل سربازان خاكستری پوش جنوب ) .

 

 

                                                                            نوشته شده در تاریخ : 18/09/87

                                                                                                       نظر بدهید

 

 
 

قسمت اول  
قسمت دوم  
قسمت سوم  
قسمت چهارم  

 


info@Special-History.com

استفاده از مطالب سایت تنها با ذکر منبع مجاز است و تمام حقوق این وب سایت متعلق به مؤلف می باشد.