هيدکی توجو در دادگاه بين امللی
جنايات جنگی در شرق آسيا
هيد
کی توجو
متولد 30
دسامبر 1884 ، مرگ 23
دسامبر 1948
هيدکی
توجو در شهر كوجی ماچی متولد شد.
او سومين فرزند پسر یکی از ژنرالهای
ارتش امپراطوری ژاپن به نام هيد نوری توجو بود.
هر دو برادر او قبل از تولدش مرده
بودند. توجو در سال
1915 با درجه ستوان دومی و با يك
رتبه خوب در رسته پياده نظام از كلاس هفدهم دانشكده ارتش
امپراطوری ژاپن فارغ التحصيل شد.
او سپس با درجه سروانی
فرمانده هنگ سوم گارد امپراطوری شد.
در
سال 1909 توجو با كاتسوكو
ايتو ازدواج نمود كه حاصل آن سه پسر و چهار دختر بود.
درهمان سال به عنوان وابسته نظامی
ژاپن در سوئيس منصوب شد. و
در سال 1920 به ژاپن بازگشت
و سرگرد شد. در سال
1921 به عنوان افسر وابسته نظامی به
آلمان اعزام شد و در اين سفر بسيار تحت تاثير قدرت صنعتی و
نظامی اين كشور قرار گرفت.
در سال 1922 به عنوان
آموزگار در آكادمی ستاد فرماندهی انتخاب شد.
در
سال 1929 او به درجه سرهنگی
ارتقا يافت. در طول دهه
1920 توجو وارد دسته بندی های سياسی
شد و در دسته نظاميان افراطی كه با محافظه كاران مخالف بودند
قرار گرفت. در سال
1933 توجو سرلشگر شد و به رياست
دايره منابع انسانی ارتش ژاپن برگزيده شد.
در آگوست 1934
او به فرماندهی لشگر 24
پياده برگزيده شد.
در سپتامبر 1935
به فرماندهی یکی از واحدهای ارتش
ژاپن در كوانتونگ منچوری رسيد.
او در اين سمت به لقب كامی سوری
ملقب شد كه معنی آن به فارسی تيغ تيز می شود و به دليل هوش
زياد و قابليت بالای او در تصميم گيری در لحظه های حساس ميباشد.
در
جريان رويداد 26 فوريه
( كه در آن روزقسمتی از ارتش
ژاپن دست به كودتا زد ) توجو
و شيگرو هونجو ياداشتی تهيه كردند و حمايت خود را از سادائو
آراکی ( سادائو آراکی رهبر
گروهی بود كه توجو در آن عضو بود )
در برابر كودتا اعلام كردند و اين
كودتا سركوب شد. توجو سپس
رئيس ستاد ارتش كوانتونگ شد.
در جولای 1937 او يك تيپ
مستقل را در عمليات چاهار در چين هدايت نمود.
در
جريان بحران موسوم به پل ماركو پلو كه جنگ دوم چين و ژاپن را
به همراه داشت، توجو افراد تحت فرماندهی خود را به شمال چين
اعزام نمود. او در سال
1938 تا 1940 قائم مقام وزير جنگ
ژاپن به نام سنشيرو ايتاگاکی شد.
او سپس بازرس كل نيروی هوائی ارتش
امپاطوری ژاپن شد. در سال
1941 توجو در كابينه فومی مارو
كونوئه وزير جنگ شد. توجو
یکی از طرفداران جدی اتحاد با آلمان نازی و ايتاليای فاشیستی
بود. او جنگ در چين را گسترش
داد و در 3 نوامبر
1941 به همراه ژنرال اسامی ناگانو
جزئيات طرح حمله به پرل هاربور را به امپراطور هيروهيتو گزارش
دادند.
در
1 دسامبر همان سال شورای جنگ
آمپراطوری ژاپن جنگ با آمريكا را تصويب نمود.
حمله به پرل هاربور در 7
دسامبر انجام شد و ژاپن را وارد
جنگی نمود كه فرجامی نافرخنده به همراه داشت.
از 18
اکتبر 1941 تا 22
جولای 1944 هيدکی توجو چهلمين نخست
وزير ژاپن گرديد. او بطور
همزمان وزارت داخله ( وزير
كشور ) را در سالهای
1941 و 1942 و وزارت خارجه در سال
1942 و وزارت آموزش و پرورش و تجارت
را در سال 1943 بعهده داشت.
پس
از آغاز جنگ با آمريكا و در ابتدای اين دوره از جنگ كه با
پيروزی های چشمگيری برای ژاپن به همراه بود، توجو يك چهره
محبوب در ميان مردم ژاپن بود اما با آغاز شكست های ژاپن در
عمليات ميدوی و پس از آن، او وجهه خود را در ميان مردم از دست
داد. حملات مكرر و سنگين
هوائی آمريكا به شهرهای ژاپن كه منجر به ويرانی گسترده شهرهای
اين كشور شد نيز مزيد برعلت شده و موجب كاهش وجهه او در ميان
مردم شد. پس از سقوط سايپان
در سال 1944 او مجبور به
كناره گيری شد و كونياکی كويسو به نخست وزيری رسيد.
با
شكست ژاپن داگلاس مك آرتور دستور دستگيری عده ای از نظاميان
ژاپنی را به جرم جنايات جنگی صادر نمود كه نام توجو نيز در
ميان آنان بود. وقتی در
8 دسامبر 1945
خانه توجو محاصره شد ناگهان صدای
شليك گلوله از خانه او شنيده شد.
با ورود سريع نيروهای محافظ به درون
خانه او را مشاهده كردند كه با شلیک 4
گلوله به خودش قصد خودکشی داشته است.
گلوله ها به قلب نخورده بود ولی به معده آسيب رسانده بود او در
همان وضعيت اين جملات را برزبان می آورد:
من
متاسفم ديدار به قيامت. جنگ
در آسيا عادلانه به اتمام رسيد.
من بخاطر آنچه برای ملل آسيائی
اتفاق افتاد متاسفم. من در
انتظار يك دادگاه عادلانه هستم.
من ميخواستم خودکشی كنم اما گاهی
خودکشی نيز موفقيت آميز نيست.
توجو
به بيمارستان ارتش آمريكا انتقال يافت و جراحی شد.
از او به وسيله كاپيتان (
سروان ) رولاند لاندنسون
مراقبت شد. او پس از بهبودی
به زندان سوگامو انتقال يافت.
در دادگاه بين المللی جنايات جنگی
در شرق آسيا او محاكمه و در هفت مورد مجرم شناخته شد و محكوم
به اعدام با طناب دار گرديد.
در پايان دادگاه او بخاطر ظلم و ستم هايش عذرخواهی نمود و
مسئوليت تمام جنايات جنگی را، خود به عهده گرفت.
او در 12
نوامبر 1948
محكوم به مرگ با طناب دار شد و در
23 دسامبر 1948
با طناب دار اعدام شد.