مولوتوف و همسرش پولینا.
آنها با دستور استالین و برای منافع حزب از یکدیگر جدا شدند
وياچسلاو
مولوتوف
متولد 9
مارس 1890 ، مرگ 8
نوامبر 1986
مولوتوف
در یکی از روستاهای كوكاركا كه نام كنونی آن سوتسك ميباشد و در
ايالت كيروف با نام وياچسلاو ميخائيلوويچ اسكريابين متولد شد.
پدرش يك شاگرد مغازه بود.
او در يك مدرسه درجه دوم در كازان
درس خواند و در سال 1906 به
حزب بلشويك پيوست. او در
فعاليت های حزبی نام مستعار مولوتوف را برگزيد كه به فارسی
معنی چكش را ميدهد. او در سال
1909 به دليل فعاليت های ضد تزار
دستگير و برای مدت 2 سال به
ولوگدا تبعيد گرديد.
او
در سال 1911 در مدرسه پلی
تكنيك سنت پيترز بورگ نام نویسی نمود و بطور مخفيانه در
روزنامه پراوادا كه توسط انقلابيون منتشر ميشد، زير نظر
استالين به نوشتن مطلب می پرداخت.
در سا1913
مولوتوف دوباره دستگير شد و به
ايركوتسك تبعيد گرديد اما در سال 1915
فرار كرد و به مسكو بازگشت.
در سال 1916او عضو حزب بلشويك پتروگراد گرديد.
او از معدود بلشويك هائی بود كه در
زمان انقلاب فوريه در پايتخت باقی ماند.
او
در پراوادا اعلام نمود كه بلشويكها مخالفتی با دولت كرنسکی
ندارند اما با بازگشت استالين به پايتخت اين سياست رها شد و
مخالفت با دولت كرنسکی در سر لوحه امور قرار گرفت.
او در طول فعاليت های انقلابی
خود همواره زير نظر استالين فعاليت مينمود و اين مسئله
به او كمك كرد از تصفيه های خونين استالینی جان بدر برده و
همواره یکی از اركان حكومت استالين باشد.
او جزو چهار بلشويك قدیمی بود كه از
تصفيه های استالين جان به دربرد.
آن چهار تن عبارت بودند از مولوتوف،
كالنين، الكساندر كولونتای و خود استالين.
با پيروزی انقلاب و آغاز جنگ داخلی
مولوتوف به اكرائين فرستاده شد اما در عمليات جنگی دخالتی
نداشت.
در
سال 1920 عضو كميته مركزی
حزب بلشويك در اكرائين گرديد.
پس از آانكه استالين در سال
1922 به عنوان دبير حزب بلشويك
انتخاب شد و در سايه حمايت او در سال
1926مولوتوف به عضويت پوليت
بورو برگزيده شد. استالين پس
از مرگ لنين به قدرت رسيد و كمونيست های قدیمی مانند زينويوف،
تروتسکی، بوخارين، سرژی اورژنكيدزه و كيرف و.......
را در يك تصفيه خونين از سر راه بر داشت.
در جريان اين تصفيه ها مولوتوف
تروتسکی را يك شخصيت متوسط خواند و تروتسکی مولوتوف را الاغ
سنگی خطاب كرد و اين عنوان بر روی وی ماندگارشد.
وقتی
در دسامبر 1930الکسی ريكوف از رياست كمياساريای
خلق بركنار شد مولوتوف به جايگزين وی شد و بر اجرای برنامه پنج
ساله كشور نظارت می كرد. در
اين زمان او در كنار استالين از مسببين اصلی انتقال توده وار
مردم شوروی به اردوگاههای سيبری موسوم به گولاك بود.
پس از بحران چكسلواکی و كنفرانس
مونيخ استالين به منظور نزدیکی هرچه بيشتر با آلمان نازی،
ماكسيم ليتونيف وزير امور خارجه را كه اصالتا يهودی بود از كار
بركنار كرد و مولوتوف را جايگزين او نمود.
مولوتوف موفق شد يك سند همكاری و يك
موافقت نامه امنیتی سری با ريبنتروپ وزير امور خارجه آلمان
نازی منعقد نمايد كه به موجب آن دو كشور درخصوص تقسيم لهستان و
شرق اروپا و بالتيك به توافق رسيدند.
اين توافقنامه به توافقنامه مولوتوف
– ريبنتروپ معروف شد.
مولوتوف موفق شد يك سند همكاری و يك
موافقت نامه امنیتی سری با ريبنتروپ وزير امور خارجه آلمان
نازی منعقد نمايد كه به موجب آن دو كشور درخصوص تقسيم لهستان و
شرق اروپا و بالتيك به توافق رسيدند.
اين توافقنامه به توافقنامه مولوتوف
– ريبنتروپ معروف شد
پس
ازحمله آلمان به لهستان و با آغاز جنگ بين الملل اول شوروی نيز
به فنلاند حمله كرد در جريان اين حمله سخنرانی مولوتوف در
راديو در خصوص اينكه ارتش شوروی به جای فرو ريختن بمب بر سر
مردم فنلاند آذوقه ميريزد، باعث شد تا سربازان فنلاندی با بطری
های آشاميدنی پر شده از بنزين و مواد آتش زا به تانك های روسی
حمله كنند و به طعنه اعلام كنند آنها هم به مولوتوف آشاميدنی
ميدهند. اين بطری ها به زبان
فنلاندی به كوكتيل مولوتوف (به
معنی آشاميدنی برای مولوتوف)
معروف شد. پس ازحمله آلمان
به شوروی مولوتوف به همراه استالين نقش مهمی در ديپلماسی فعال
برای ايجاد يك ارتباط تنگاتنگ با متفقين بر ضد نازيسم ايفا كرد.
او با شكست آلمان و در كنفرانس
پوتسدام شركت نمود و در خصوص حمله شوروی به ژاپن در منچوری
تصميم گرفته شد به آن كشور اعلام جنگ داده شود.
پس از پايان جنگ استالين كه اينك
ديگر دشمنی در درون حزب نميديد اين بار به سراغ ياران نزديك
خود رفت و نوبت به مولوتوف رسيد.
استالين دستور داد همسر مولوتوف به
نام پولينا ژمچوزينا را (كه
اصالتا يهودی بود) به جرم
جاسوسی دستگير نمايند.
مولوتوف در يك گفتگو با چويوف شاعر روس گفت وقتی استالين در
جلسه دفتر سياسی اطلاعاتی را که
NKVDدر مورد پولينا ارائه داده بود می
خواند زانوهای من شروع به لرزيدن و سست شدن كرد.
او را به داشتن ارتباط با سازمانهای صهيونیستی و شخص گلدا ماير
متهم نمودند.
وقتی
مولوتوف در اين باره با همسرش صحبت كرد پولينا گفت:
اگر
اين چيزی است كه حزب می خواهد، باشد من طلاق می گيرم.
وقتی كميته مركزی تصميم گرفت
پولينا را اخراج نمايد مولوتوف از شركت در رای گيری خود داری
كرد. او به دستور استالين
همسر خود را طلاق داد. در
اواخر سال 1948آنها از هم جدا شدند و در سال
1949پولينا دستگير شد.
اما مرگ به استالين امكان نداد
بتواند همسر مولوتوف را نيز اعدام نمايد.
خيانت به همسر بهائی بود كه مولوتوف
برای آزادی خود پرداخت. همسر
او به ناحيه دوردست كستانائی تبعيد گرديد و به مورد شماره
12تغيير نام يافت و جاسوسان
زن مرتبا گفت و گوهای او را گزارش ميكردند اما پولينا هم مانند
شوهرش به حزب وفادار ماند.
در
سال 1949مولوتوف از وزارت امور خارجه بركنار
شد. با مرگ استالين مولوتوف
از خطر تصفيه رهائی يافت و در دوران برژنف مجددا مورد تقدير
قرار گرفت. اما به تدريج
تبديل به يك بايگانی زنده شد.
او در اواخر عمرش حافظه خود را از
دست داد و گاهی اوقات تصور ميكرد دوباره رئيس شورای وزيران شده
و كت و شلوار و كرواتش را ميخواست و منتظر ميشد تا وزرای
گورباچف به او گزارش دهند.
او
مردی بود كه در زمان حكومت الكساندر سوم به دنيا آمد در زمان
نيكلای دوم انقلاب كرد با لنين و استالين كار كرد و با چرچيل و
روزولت و آيزنهاور و دوگل و ترومن ديپلماسی داشت و با هيتلر و
موسولینی و مائو و هيروهيتو دشمن بود و سرانجام در زمان
گورباچف در سال 1986در گذشت.
همسرش
پولينا هرگز بخاطر خيانتش او را ملامت نكرد و هميشه اين كار او
را يك وظيفه حزبی ميدانست.