انور
پاشا در یک خانواده ثروتمند در ادانو در ترکیه امروز متولد شد. براساس نوشته های مارک
مازوِر، پدرش یک محافظ پل و مادرش از اهالی آلبانی بود. او در مدرسه نظام تحصیل نمود و در
سال 1903 از آنجا فارغ
التحصیل شد. در سال
1906 به درجه سرگردی رسید و مامور
به خدمت در ارتش سوم عثمانی در سالونیکا شد.
او در زمان اقامتش در سالونیکا به
انجمن اتحاد و ترقی پیوست و خود را یک فرد مترقی نشان داد. در سال
1908
انقلاب ترکهای جوان شکل گرفت و انور
جوان به عنوان یکی از فرماندهان نظامی این تشکیلات انتخاب شد.
با پیروزی انقلاب، نهضت
ترکهای جوان قدرت را به دست گرفت.
اما ارتجاعیون و محافظه کاران توطئه
موسوم به توطئه 31 مارس را
ایجاد نمودند که این توطئه سرکوب گردید و انور پاشا نقش مهمی
در سرکوبی آن ایفا نمود. او
سپس به عنوان وابسته نظامی عثمانی در آلمان انتخاب و به آن
کشور اعزام شد. در آلمان او
تحت تاثیر دیسیپلین و توانائی بالای ارتش آلمان قرار گرفت و
تلاش نمود یک ارتباط تنگاتنگ بین دو کشور عثمانی و آلمان
برقرار سازد. در سال
1911 ایتالیا به لیبی که تحت حاکمیت
عثمانی قرار داشت حمله کرد و انور پاشا برای شرکت در جنگ آلمان
را به مقصد ستانبول ترک نمود.
وی به فرماندهی کل قوای عثمانی در
لیبی برگزیده شد اما قبل از هر گونه حرکتی جنگ به پایان رسید و
ایتالیا لیبی را تصرف نمود.
در سال
1912 انور پاشا به
درجه سرگردی رسید. در همین
سال ترکهای جوان از حکومت ساقط شدند.
در سال 1913
جنگ اول بالکان رخ داد و عثمانی
شکستی فاحش خورد و بالکان را از دست داد.
در سال 1913
ترکهای جوان کودتا نمودند و بار
دیگر قدرت را به دست گرفتند و انور پاشا وزیر جنگ شد.
در ژوئن سال 1913
جنگ دوم بالکان حادث شد و انور پاشا
موفق شد تراس شرقی و آدریانوپل را به عثمانی بازگرداند. به دلیل این موفقیت او از لقب بای
به لقب پاشا ارتقا یافت. در
سال 1914 با شاهزاده خانوم
امینه ناسیه سلطان که دختر شاهزاده سلیمان بود ازدواج نمود و
جزء خانواده سلطنتی گردید.
با آغاز جنگ اول جهانی او به نفع آلمان با متفقین وارد جنگی شد
که در فرجام کار منجر به تجزیه امپراطوری شد.
در ابتدای جنگ انور پاشا پیامی برای
ملت عثمانی فرستاد که مضمون آن این بود:
جنگ تا پیروزی نهائی.
او با قوای روسیه در شرق ترکیه و در
جنگ ساری قمیش در جنگی درگیر شد که 22
دسامبر 1914 تا 17
ژانویه سال 1915
به طول انجامید و منجر به شکست قوای
عثمانی و تلفات بسیار برای این کشور گردید.
پس از شکست در ساری قمیش انور پاشا
به فرماندهی ارتش عثمانی در استانبول منصوب گردید زیرا بنا به
اطلاعات دریافت شده متفقین تصمیم به پیاده نمودن نیرو در
استانبول به منظور تصرف پایتخت عثمانی گرفته بودند.
این عملیات مدتی بعد با نام جنگ
گالیپولی به وقوع پیوست و منجر به شکست متفقین شد.
پس از نبرد
ساری قمیش انور پاشا با ارتش موسوم
به ارتش اسلام در قفقاز پیشروی کرد و در روز 14 سپتامبر قوای
ژنرال دنسترویل را در نبردی به نام نبرد باکو شکست داد و مجبور
به عقب نشینی به خاک ایران نمود. در روز 15 سپتامبر قوای ارتش
اسلام وارد باکو شدند و در این شهر و دیگر نقاط قفقاز دست به
کشتار ارامنه زدند.
دو روز پس از امضاء قرار داد متارکه
جنگ انور پاشا و دو پاشای دیگر ملقب به سه پاشای عثمانی از کار
برکنار گردیدند (آن دو تن
دیگر طلعت پاشا و جمال پاشا بودند)
در روز اول ژانویه سال 1919
انور پاشا از ارتش اخراج گردید. او در سال
1918
به آلمان و سپس به شوروی رفت. در سالهای
1919 الی 1920در دادگاه ناسیونالیستهای ترکیه،
انور پاشا به دلیل کوچ اجباری ارامنه و آغاز بی دلیل جنگ به
مرگ محکوم گردید.
او در
کنگره خلق باتوم در شوروی خود را یک انقلابی معرفی نمود و
خواهان کمک شوروی برای جنگ با انگلستان شد.
اما خواسته او اجابت نشد.
انور پاشا سپس به چچرین وزیر امور
خارجه شوروی نوشت که قصد دارد از راه تاشکند -بلخ به افغانستان برود.
دولت شوروی با این خواسته او موافقت
نمود اما او پس از آنکه در نوامبر 1921
به بخارا وارد شد که تحت حاکمیت
شوروی بود و مردم مسلمان آن سامان از حاکمیت روسها ناراضی
بودند، اعلام نمود کافران روس را از ممالک اسلامی بیرون خواهد
نمود. او سپس اعلام جهاد
مقدس بر علیه شوروی نمود.
اما چیزی به جز شکست های پی در پی نصیب او نشد.
دولت اتحاد شوروی که از نهضت او در
مناطق مسلمان نشین به ستوه آمده بود یک افسر اطلاعاتی ارمنی
خود به نام ژرژ آقابکف را برای شناسائی محل سکونت او اعزام
نمود. احتمالا دلیل حکومت
شوروی برای اعزام یک افسر ارمنی جهت شناسائی مکان انور پاشا،
میبایست نفرت ارامنه از این شخصیت عثمانی بخاطر کشتار دسته
جمعی ارامنه باشد. بر اساس
خاطرات آقا بکف او با لباس محلی و پس از چند روز همنشینی با
مردم محلی موفق به شناسائی محل استقرار انور پاشا در روستای
آبی دریا شد و آن را به ژنرال یاکوف مالکوموف گزارش نمود. این ژنرال روس به همراه یک
تیپ از افراد سواره نظام خود به منطقه چاغان نزدیک دوشنبه که
روستای آبی دریا در آنجا واقع بود و انور پاشا که فقط 30نفر از افرادش در کنارش قرار
داشتند، حمله کرد و در این حمله انور پاشا کشته شد.
پس از مرگ انور پاشا همسرش امینه
ناسیه سلطان با برادر شوهر خود ازدواج نمود.
او از انور پاشا دو فرزند دختر به
نامهای ماه پیکر انور خانم سلطان (1917 - 2000)
و ترکان انور خانم سلطان (1917
- 1989) داشت.
جسد انور پاشا 74
سال در خاک تاجیکستان بود تا اینکه
پس از سقوط کمونیسم برپایه یک توافق در تابستان سال
1996 با حضورباستانشناسان محلی و
مسئولین ترکیه گور او نبش قبر شد و 2
جسد در آن یافتند.
از روی روکش آهن دندان یکی از جسدها جنازه او تعیین هویت گردید ودر تپه حریت -آبده استانبول با حضور دخترش ماه
پیکر انور خانم سلطان و مردم و مسئولین ترکیه به خاک سپرده و
یک مناره بر فراز آن برای یاد بود ساخته شد.
انور پاشا وزیر
دفاع عثمانی در جنگ جهانی اول در میدان جنگ به همراه افسران
آلمانی از آمادگی نظامیان عثمانی بازدید می کند