او یکی از معروف ترين خلبانانی بود
كه در جريان جنگ داخلی اسپانيا لوفت وافه را به خوبی هدايت
نمود. او اولين خلبانی بود
كه موفق شد از 100 ماموريت
جنگی 100 پيروزی كسب نمايد. در جريان جنگ داخلی
اسپانيا مولدرس موفق شد آرايش جنگی جديد و تاكتيك های نوين
جنگی را بكار بگيرد. اوايل
زندگی و جنگ مولدرس در 18
مارس 1931 در شهر گلسنكريشن
متولد شد. پدرش كه يك معلم
بود ويكتور و مادرش آنه ماريه نی ريدل نام داشت.
او سومين فرزند از چهار فرزند
خانواده بود. در 2
مارس 1915
و در جريان جنگ اول جهانی پدرش كه
يك ستوان ذخيره از هنگ 145
پياده بود در جنگل آرگون در فرانسه كشته شد.
مولدرس پس از آنكه مادرش آنها را به
خانه پدری خود برد، به مدرسه رفت و پس از طی دوران مقدماتی به
دبيرستان رفت و در آنجا علاقه زيادی به ورزشهای آبی و به خصوص
قايقرانی با پارو يافت و در مسابقات بسيار موفق نشان داد.
در اوايل سال 1931
مولدرس موفق به اخذ ديپلم شد. در
31
آوریل 1931
مولدرس به نيروی زمینی ارتش آلمان
پيوست و اکتبر 1932 به مدرسه
نظام درسدن رفت. در سال
1933 مولدرس داوطلب شركت در
نيروی هوائی شد اما برای ورود به نيروی هوائی فردی نامناسب
تشخيص داده شد اما مجددا تلاش نمود و موفق شد پذيرش مشروط
مقامات نظامی را برای ورود به نيروی هوائی بدست آورد و در
1 فوریه 1934
به نيروی هوائی رفت تا تعليمات
نظامی را در مدرسه پادگان شهر كوتبوس فرا گيرد.
در مارس 1934
او با درجه ستوان دومی فارغ التحصيل
شد و به نيروی هوائی تازه تاسيس آلمان موسوم به لوفت وافه
پيوست.
در 21
ماه می 1935
او نشان مخصوص لوفت وافه را دريافت
نمود و رسما خلبان جنگنده نيروی هوائی آلمان شد.
در 1
جولای 1935
او مامور به خدمت در اسكادران اول
JG162گرديد و همراه با
اسكادران ذكر شده در جريان تصرف دوباره راينلند در 7
مارس 1936
بر فراز منطقه صنعتی روهر به پرواز
درآمد. در همان سال مولدرس
با همسر آينده خود به نام لوئيس بالدوف آشنا شد و سپس ازدواج
نمود. در 20
آوریل 1936
و در سالروز تولد
آدولف هيتلر
مولدرس و جمعی از افراد نيروی هوائی ترفيع گرفتند و مولدرس به
درجه سرهنگی ارتقا يافت. در
15 مارس 1937
مولدرس به فرماندهی اسكادران اول
JG334برگزيده شد.
با آغاز جنگ داخلی اسپانيا در سال
1936 ، تعدادی از خلبانان
لوفت وافه در يك لژيون به نام لژيون كندور (كندور
به معنی كركس ميباشد) به
طرفداری از رژيم فاشيست ژنرال فرانكو به اسپانيا اعزام شدند. اين عده در اسپانيا ضمن
افزايش تجربيات خود بسيار وحشت آفرين شدند و با بمب باران شهرهائی مانند گوئرنيكا شهرت بدی يافتند.
مولدرس در 14
آوریل 1938
با يك کشتی به بندر كاديز اعزام شد
و در اسكادران سوم
JG88كه
توسط آدولف گالاند فرماندهی ميشد به خدمت مشغول گرديد.
در 24
ماه می 1938
گالاند به آلمان فراخوانده شد و
مولدرس فرماندهی اين اسكادران را يافت.
در 15
جولای 1938
مولدرس اولين پيروزی هوائی خود در
جنگ داخلی اسپانيا را با سرنگون كردن يك هواپيمای مدل
L-15ارتش جمهوری خواهان در نزدیکی
شهر الگار بدست آورد. تا
پايان آن سال مولدرس موفق به سرنگون كردن 15
هواپيمای ارتش جمهوری خواهان شد و
در 18 اکتبر 1938
به درجه كاپيتانی رسيد.
در 3
نوامبر 1938
در نزدیکی شهر مولا، مولدرس موفق
شد آخرين پيروزی خود در جنگ داخلی اسپانيا را كسب نمايد. او سپس به آلمان فراخوانده شد و
موظف شد آخرين تاكتيك های جنگی را به خلبانان آموزش دهد.
او در مارس 1939
فرماندهی اسكادران اول
JG133كه بعدها به
JG53تغيير نام يافت برگزيده شد.
او به دليل لياقت در جنگ داخلی
اسپانيا در 4 ماه می
1939 مدال نظامی اسپانيا را از طرف
دولت اسپانيا و مدال صليب طلا و شمشير مزين به الماس را از
دولت آلمان دريافت نمود. در
6 ژوئن 1939
لژيون كندور به آلمان بازگشت و در
خيابان لاستگارتن رژه رفت و سپس در يك ميهانی باشكوه كه توسط
هيتلر برگزار شده بود مولدرس در كنار فرماندهانی برجسته مانند
ژنرال هوگو اشپيرل و ژنرال گونزالو كوئيپو دوليانو نشسته بود
كه اين مسئله بيانگر مقام برجسته وی بود.
مولدرس در اسپانيا بنيانگذار بسياری
از تاكتيك هائی گرديد كه بعدها در جنگ دوم جهانی ابتدا توسط
لوفت وافه و سپس توسط متفقين بكار گرفته شد.
آرایش چهار تائی
از ابداعات مولدرس در جنگ داخلی اسپانیا بود
با
حمله آلمان نازی به لهستان در
سپتامبر 1939، مولدرس به
دليل سقوط هواپيمايش در 8
سپتامبر نتوانست در جنگ حضوری فعال داشته باشد و برای چندين
روز به دليل جراحات ناشی از سقوط بستری بود.
در 19
سپتامبر 1939
او به خدمت نظامی بازگشت و موفق شد
اولين پيروزی خود را با ساقط نمودن يك هواپيمای مدل كورتیس
P-36بدست آورد و سپس سه
پيروزی ديگر برای او رخ داد كه منجر به كسب صليب آهنين درجه دو
توسط وی گرديد. در 26 سپتامبر
1939
مولدرس ماموريت يافت اسكادران سوم
JG53را تاسيس نمايد و
دوهفته بعد او گزارش داد كه اسكادران سوم با 40
خلبان و 48
هواپيما آماده عمليات ميباشد. با شروع جنگ درجبهه غرب در
10 ماه می 1940، مولدرس موفق به کسب 9پيروزی گرديد اما در 14
ماه می او برفراز جبهه سدان سرنگون
شد اما موفق شد از هواپيمايش بيرون بپرد و به نيروهای خودی
بپيوندد.
در 27
ماه می 1940
او توانست 20
مين پيروزی خود را به دست آورد و به
دنبال آن به عنوان اولين خلبان آلمانی نشان صليب شجاعت را
دريافت نمود. در 5
ژوئن 1940
و در 133
مين ماموريت جنگی و در ساعت
18:40 مولدرس توسط يك خلبان فرانسوی
به نام رنه پوميير لايرارگوئس در نزدیکی جنگل كمپين سرنگون شد. او به اسارت گرفته شد اما
سه هفته بعد به دليل شكست فرانسه در جنگ آزاد گرديد.
او در زمان اسارت درخواست نمود تا
با خلبانی كه وی را ساقط نموده است ديدار نمايد اما مطلع شد كه
خلبان ذكر شده 30 دقيقه پس
از سرنگون كردن وی در جريان يك عمليات نظامی كشته شده است. در ابتدای زمان اسارت در
ارتش فرانسه او از خود خويشتن داری نشان داد و زمانی كه مدال
صليب شجاعت او را از وی گرفتند، يك افسر منصف فرانسوی دخالت
نمود و صليب شجاعت مولدرس را به وی بازگرداند.
با سقوط فرانسه وقتی يك سرباز
فرانسوی به اتهام ضرب و شتم مولدرس در زمان اسارت توسط ارتش
آلمان به مرگ محكوم شد، مولدرس نزد
گورينگ وساطت نمود تا
گورينگ با نفوذ خود در ارتش مانع اعدام آن مرد شود و اين
درخواست پذيرفته شد. در
19 جولای 1940
مولدرس به درجه سرگردی رسيد و به
فرماندهی
JG51منصوب شد. در
28
جولای مولدرس در يك نبرد هوائی برفراز بندر دوور در انگلستان توسط يك خلبان مشهور
RAFبه نام
سايلور مالان كه اهل آفريقای
جنوبی بود سرنگون شد. درنتيجه اين حادثه او از هر دو پا مجروح شد كه جراحت
یکی از
ناحيه پائين زانو و ديگری از ناحيه بالای زانو بود.
ريچارد ليپلا كه یکی از خلبانان
آلمانی بود خلبان آفريقای جنوبی را هدف قرار داد و به مولدرس
فرصت داد تا هواپيمای آسيب ديده را در فرانسه اشغالی فرود آورد. مولدرس كه جراحاتی جدی
داشت برای مدت يك ماه بستری شد اما در 7آگوست 1940
و بدون اجازه دكتر بيمارستان را ترك
كرد و در عمليات عقاب كه براساس رهنمود شماره 17
هيتلر اجرا شد شركت نمود.
در اين عمليات آجودان مولدرس سرنگون
شد و به اسارت درآمد.
در
31 آگوست مولدرس ادعا نمود
كه دو هواپيمای
هريكن انگلیسی را سرنگون نموده است.
در 5
اكتبر برادر كوچكتر مولدرس كه
كاپيتان شده بود پس از سقوط هواپيمايش به اسارت درآمد. در
20
سپتامبر مولدرس 2
اسپت فاير ديگر را سرنگون نمود و
تعداد هواپيماهای ساقط شده به دست خويش را به رقم 40
رساند.
او اولين خلبان آلمانی بود كه به
اين ركورد دست يافت و نشان صليب شجاعت درجه دو را در 21
سپتامبر 1940
دريافت نمود.
در 1
دسامبر 1940
او 55
مين پيروزی خود را كسب نمود كه شامل
25 پيروزی در
نبرد فرانسهو 30 پيروزی در
نبرد بريتانيا
ميشد. وقتی واحد تحت
فرماندهی او از كانال مانش فراخوانده شد 68
پيروزی توسط وی ثبت شده بود.
در روز اول
عمليات بارباروسا مولدرس
3 هواپيمای دشمن را سرنگون
كرد و نشان درجه يك صليب شواليه همراه با برگ بلوط و شمشير را
به دست آورد كه فقط دو نظامی آلمانی توانستند آن را بدست آورد
(نفر ديگر
آدولف گالاند بود). در
30
ژوئن مولدرس با کسب 82
مين پيروزی خود توانست ركورد بارون
مانفرد فون ريشهوفن مشهورترين خلبان آلمانی را به پشت سر
بگذارد. او در 12
جولای 1941
گزارش كرد كه واحد تحت فرماندهيش
موفق شده از ابتدای مخاصمات در 22
ژوئن تعداد 500
هواپيمای ارتش شوروی را در مقابل
تنها سه هواپيمای آلمانی نابود سازد.
در 7
آگوست 1941
او به سمت بازرس كل نيروی شكاری
لوفت وافه برگزيده شد. در 22 نوامبر
1941
مولدرس برای شركت در مراسم بزرگداشت
ارنست اودت كه یکی از فرماندهان برجسته لوفت وافه بود و به
تازگی خودکشی نموده بود از كريمه به مقصد آلمان پرواز كرد اما
بر فراز شهر برسلو هواپيمايش دچار صاعقه شد و سقوط نمود. مولدرس و خلبان هواپيما به نام
كولبه و مهندس پرواز به نام هوبيه كشته شدند و سرگرد دكتر ونزل
و اپراتور راديو به نام تنز زنده ماندند.
در 28
نوامبر مراسم بزرگداشت وی برگزار
شد و او در كنار اودت و مانفرد رايشتهوفن دفن گرديد.