او
در 27اکتبر 1915
در شهر کودیما نزدیک اودسا واقع در
اکرائین امروز که در آن زمان بخشی از قلمرو امپراطوری روسیه
بود متولد شد. او در سال
1938 از آموزشگاه خلبانی فارغ
التحصیل شد و دستور یافت در اسکادران 142
در شهر شهر تورون خدمت نماید.در 1 سپتامبر 1939،
با آغاز جنگ و در نخستین روز آن اوبه یک هواپیمای شناسائی هاینشل مدل
HS126حمله کرد و در جریان این حمله او به
اشتباه توسط خلبان مشهور دیگر لهستانی به نام
ماریان پیسارک هدف قرار گرفت
و مجبور به فرود اضطراری گردید.
او پس از فرود به کمک خدمه زخمی
هواپیمای خود شتافت و اقدام به بانداژ زخم های آنان نمود.
در
16 سپتامبر او پس از آنکه ادعا نمود
از روز آغازین جنگ 6
هواپیمای دشمن را سرنگون نموده است به عنوان خلبان آس انتخاب
گردید و این افتخار را بدست آورد که اولین خلبان متفقین در جنگ
باشد که این لقب را بدست آورده است.
آمار ادعا شده عبارت بود از یک
هواپیمای
یونکرس 87، دو
هواپیمای
HS126و همکاری در سقوط یک
HS126دیگر.
با شکست لهستان او و تعداد دیگری از
خلبانان لهستانی به کشور رومانی پناهنده شدند و از آنجا به
بیروت و سرانجام به فرانسه عزیمت نمودند.
پس از
سقوط کشور فرانسه که به حمایت
از لهستان به آلمان اعلان جنگ داده بود او به همراه تعدادی از
خلبانان لهستانی به انگلستان رفتند و در
نبرد انگلستان مشارکت
نمودند.
در
آگوست 1940 او به عنوان افسر
به اسکادران شماره 501 پیوست
و از 30 آگوست تا 2
سپتامبر 1940
موفق به سرنگونی 1
هواپیمای بمب افکن
هاینکل مدل
HE111
و 3 هواپیمای مستر اشمیت 109
گردید اما در 5
سپتامبر همان سال او خود، هدف حمله
قرار گرفت و سقوط نمود. او
به دلیل سوختگی های شدید برای 6
هفته در بیمارستان بستری شد ولی در
اواخر اکتبر به خدمت بازگشت.
در طول نبرد انگلستان او موفق شد 4
هواپیمای دشمن را ساقط نماید و در
سقوط یکی دیگر سهیم شود. در
مارس 1941 او به فرماندهی
اسکادران 306 لهستان آزاد
برگزیده شد و در عملیات موسوم به عملیات سیرک شرکت نمود.
در
مارس 1942 به فرماندهی
اسکادران 316 لهستان آزاد
برگزیده شد و در 29 آوریل
1942 به درجه ستوان تمامی نائل گردید و برای 5 ماه به
فرماندهی اسکادران 317
لهستان آزاد برگزیده
شد. از
ماه نوامبر 1942 به عنوان
بازرس اسکادران آموزشی شماره 58
انتخاب گردید.
در ماه اکتبر 1943
او فرماندهی واحد شکاری ارتش لهستان
آزاد را کسب نمود که این واحد به سیرک اسکالسکی معروف شد و به
عنوان مهمترین و بهترین اسکادران هوائی ارتش لهستان آزاد
شناخته شد. این اسکادران به
دلیل جابه جائی های مکرر به سیرک معروف شده بود.
در مارس 1943
این اسکادران به فرودگاه بوگارا در
غرب تریپولی واقع در کشور لیبی اعزام شد.
اسکادران هوائی لهستان آزاد که
به
PFTمعروف شده بود در عملیات های
تریپولتانیا و سیسیل شرکت کرد.
سرانجام در مارس 1943
برای آخرین بار سیرک اسکالسکی در
عملیات هوائی شرکت کرد.
آنها
ادعا کرده اند در طول دو ماه موفق شده اند 26
هواپیمای آلمانی و ایتالیائی را
سرنگون نمایند و اسکالسکی به تنهائی 4
هواپیمای دشمن را از این تعداد
سرنگون کرده بود. دیگر افسر
معروف لهستانی به نام
اژنیوژ هورباسزواسکی ادعا
نمود موفق شده است 5
هواپیمای دشمن را سرنگون کند.
پس از بازگشت به انگلستان اسکالسکی
موفق به کسب مقام فرماندهی اسکادران 601
شهر لندن گردید.
او اولین لهستانی بود که به
فرماندهی یک اسکادران در RAFنائل شد.
او سپس مسئولیت مهمی در حمله به
سیسیل و ایتالیا یافت و از دسامبر 1943
تا آوریل 1944
فرماندهی گروه 133
هوائی لهستان را به دست آورد.
در 24
ژوئن 1944
اسکالسکی موفق به سرنگون کردن
2 هواپیمای دیگر دشمن برفراز شهر
روئن در شمال فرانسه و در جریان عملیات
D-DAYشد.
او پس از اتمام جنگ به لهستان رفت و
در نیروی هوائی این کشور به خدمت مشغول شد ولی در سال
1948 توسط رژیم کمونیست لهستان
دستگیر شد. او به دروغ متهم
به جاسوسی شد و به مرگ متهم گردید.
او سه سال در زندان در انتظار اعدام
بود. اما بعد از سه سال به
او ابلاغ شد که به حبس ابد در زندان ورونیک محکوم شده است.
با
پایان دوره استالینیسم در لهستان در سال 1956
اسکالسکی از زندان آزاد شد و اجازه
یافت در ارتش خدمت نماید. او
در چندین پست در مقام فرماندهی در نیروی هوائی ارتش لهستان به
خدمت پرداخت و در سال 1957
کتابی درباره آغاز جنگ در سال 1939
به نام صلیب سیاه برفراز لهستان
نوشت. در 20
ماه می 1968
او دبیر کل باشگاه هوانوردی لهستان
شد و در 10آوریل 1972
بازنشسته شد.
در 15
سپتامبر 1988
اسکالسکی به مقام سرتیپی مفتخر
گردید و در سال 1990 موفق شد
با خلبان آلمانی که در نخستین روز جنگ به دلیل حمله اشتباهی
ماریان پیسارک به اسکالسکی، از مرگ گریخته بود ملاقات نماید.
اسکالسکی در 12
نوامبر 2004
در ورشو درگذشت.