او سومين خلبان برجسته لوفت وافه
بود كه موفق شد در 621
ماموريت جنگی 275 پيروزی
به دست آورد. از اين تعداد
275 پيروزی او در جبهه شرق
بود و 241 پيروزی او در
برابر خلبانان شكاری شوروی رخ داد.
او 8
بار هدف قرار گرفت و سرنگون شد و سه
بار زخمی گرديد. تمام
پيروزيهای او با هواپيمای شكاری مستر اشمیت
BF109بدست آمد.
زندگی نامه گونتر رال
در
10
مارس 1918
در شهر گاگ گنائو در منطقه جنگل
سياه در ايالت بادن آلمان متولد شد.
پدرش يك تاجر بود.
او در سال 1936
به دانشكده افسری در شهر درسدن رفت
و در آنجا توسط یکی از دوستانش تشويق شد تا به نيروی هوائی
ملحق شوند. او در سال
1938 از دانشكده خلبانی فارغ
التحصيل شد و به واحد
JG52
اعزام شد. او در اين زمان
درجه ستوانی داشت. گونتر
رال اولين رزم هوائی خود را در جريان
نبرد فرانسه تجربه نمود و
در 12 ژوئن 1940
موفق شد نخستين پيروزی خود را به
دست آورد. در اين روز سه
هواپيمای
P-36فرانسوی به
يك هواپيمای تجسسی آلمانی در ارتفاع 26
هزار فوتی حمله كردند رال با ديدن
اين صحنه بلافاصله خود را به آنجا رساند و یکی از هواپيماها
را سرنگون نمود.
او بعدها
درباره اين نبرد چنين گفت:
من بسيار خوش اقبال بودم زيرا اين نبرد به من اعتماد به نفس
بسياری داد و يك ترس نيز در من پديدار شد زيرا هواپيمای من در
معرض اصابت گلوله های بسياری بود.
در 18
ماه می گونتر رال موفق شد يك خلبان
ديگر را در
نبرد فرانسه سرنگون نمايد.
اين خلبان یکی از خلبانان اسكادران
چكسلواکی آزاد به نام اتو هاينز ليسك بود كه در آن روز از مرگ
جان سالم به در برد. وقتی
پس از سقوط فرانسه
نبرد بريتانيا آغاز شد JG52به منطقه كالايس در شمال فرانسه
منتقل شد و در اين نبرد متحمل تلفات بسياری گرديد.
بنابراين در 25
جولای 1940
گونتر رال موفق شد سمت فرماندهی را
كسب نمايد و در اسكادران هشتم
JG52نايب كاپيتان شد و يك هفته بعد در
1 آگوست 1940
او به مقام ستوان تمامی نائل شد. گونتر رال با واحد
JG52آنقدر برفراز انگلستان جنگيد
تا اينكه به دليل تلفات زياد اين واحد جايش را به واحدی ديگر
داد.
در بهار سال 1941رال در جريان نبردهای بالكان
شركت نمود. در جريان عمليات
مركور برای تسخير جزيره كرت او فعالانه شركت داشت و نقشی تعيين
كننده در هوابرد چتر بازان آلمانی ايفا نمود.
پس از اين موفقيت درخشان واحد
JG52به منظور جلوگيری از
بمب باران چاه های نفتی رومانی توسط شوروی به اين كشور اعزام
شدند. با آغاز
عمليات
بارباروسا رال امكان كسب پيروزيهای بيشتر را پيدا كرد.
او در مدت سه روز در ماه ژوئن
3 مين و چهارمين و 5
مين پيروزی خود را كسب نمود. در مدت
5
روز رال و اسكادران تحت امر وی موفق
شدند 50 هواپيمای شوروی را
منهدم سازند. او در ماه
اكتبر موفق شد 12 پيروزی
ديگر را به دست آورد و پس از آن برای ادامه ماموريت به گروه
ارتش جنوب پيوست.
در 28 نوامبر
1941
رال 37
مين پيروزی خود را بدست آورد ولی
خودش هدف قرار گرفت و سقوط نمود.
او اگر چه سعی نمود تا هواپيمايش را
در خطوط نيروهای خودی فرود آورد اما سرانجام سقوط كرد. خدمه يك تانك آلمانی موفق شدند او
را از كشته شدن در ميان لاشه های هواپيما نجات دهند.
نتيجه عكس برداری نشان داد سه نقطه
از كمر او شكسته است. در
دسامبر 1941 دكترش به او گفت
كه ميبايست با خلبانی خداحافظی كند و بايد به يك درمانگاه در
وين اعزام شود. دكترش گفت او
ديگر قادر نخواهد بود راه برود اما گونتر رال اين گفته دكتر را
به مبارزه طلبيد و يكسال بعد و در آگوست 1942
به صحنه عمليات بازگشت.
در زمان استراحت پزشکی با يك پرستار
آشنا شد و با او ازدواج نمود.
از ماه آگوست تا نوامبر همان سال
رال ادعا نمود که 38 پيروزی
ديگر كسب نموده است و رقم كل پيروزيهای خود را به عدد
101 رسانده است و در 3
سپتامبر 1942
به دريافت صليب شواليه نائل شد و در
26 اكتبر همان سال شخصا توسط
آدولف هيتلر به دريافت برگ بلوط برای صليب شواليه خويش مفتخر
شد.
در آوریل 1943
به درجه كاپيتانی دست يافت و در
20 آوريل موفق شد 5000 مين كشته را بر نيروی هوائی
دشمن تحميل نمايد. در
6 جولای 1943
به فرماندهی گروه اسكادران سوم
JG52منصوب شد و در 7 آگوست
1943 به 150
مين پيروزی دست يافت و در پايان
سپتامبر 200 مين پيروزی،
شمشير طلا برای صليب شواليه اش را به ارمغان آورد.
در ماه اکتبر گونتر رال با ساقط
نمودن 40 هواپیمای نیروی
هوائی شوروی بهترین ماه را در دوران حرفه ای خود گذراند. یک ماه بعد او پس از
والتر نووتنی
دومین خلبانی بود که موفق به کشتن 250
تن از خدمه پروازی دشمن (اعم از خلبان و تیربارچی و
...) گردیده بود.
در سال 1943
رال با سرنگون کردن 151
هواپیمای دشمن پشت سر
والتر نووتنی
با تعداد 196 هواپیما و
هرمان گراف با 160
هواپیما قرار داشت و نفر سوم لوفت وافه بود.
در 19
آوریل 1944
گونتر رال به
JG11منتقل شد و فرماندهی گروه اسکادران
دوم
JG11را به دست آورد. این واحد مسئولیت دفاع از
سرزمین آلمان در برابر حملات هوائی متفقین را برعهده داشت. در
1
ماه می 1944
رال به درجه سرگردی رسید و تا پایان
جنگ در این سمت باقی ماند.
در 12 ماه می گونتر رال با
یک گروه از هواپیماهای آمریکائی برفراز خاک آلمان درگیر
شد و در جریان این نبرد در ابتدا موفق شد سرهنگ
هوبرت زمک که
یکی از مشهورترین خلبانان آمریکائی در جنگ دوم جهانی بود را
سرنگون نماید و سپس خود وی نیز هدف قرار گرفت و مجبور به ترک
هواپیمایش گردید. او مجروح
شده بود و برای چند ماه در بیمارستان بستری شد.
کسی که رال را سرنگون کرده بود یک
خلبان آس آمریکائی از گروه 56
شکاری
USAAFبه نام کاپیتان جوزف پاور بود.
زخم های گونتر رال دچار عفونت شد و
او مدتی نسبتا طولانی بستری گردید.
او به دلیل آنکه با بستری شدن در
بیمارستان نمی توانست از مردم آلمان در برابر حملات هوائی
مرگبار متفقین دفاع نماید ناراحت بود.
زمانی که نقشه هواپیماهای آمریکائی
به منظور شناخت نقطه ضعف و قدرت آنها به دست رال افتاد او از
کیفیت و قدرت بالای آنها در حیرت فرو رفت.
او دریافت این هواپیماها جادار،
گرم، و مسلح و زرهپوش میباشند و با موادی ساخته شده اند که در
آلمان امکان تهیه آن وجود ندارد.
او سرانجام در ماه نوامبر به پست
خود بازگشت.
در ماه های
پایانی جنگ او در
JG300که
در فرودگاه های جنوبی آلمان میجنگید فعالیت نمود.
در این زمان نبود امکانات و تدارکات
جنگی از پرواز بسیاری از هواپیماهای آلمانی ممانعت می نمود ولی
او با وجود این مشکلات به پروازهای عملیاتی خود ادامه می داد. او به مردان خود توصیه
نمود که از مرگ احمقانه بپرهیزند و سعی کنند تا برای پس از جنگ
زنده باشند. با پایان جنگ او
به اسارت قوای آمریکا درآمد.
او در کتاب خاطرات خود می نویسد که
خلبانان انگلیسی از همتایان آمریکائی خود بهتر و جسورتر بودند
زیرا آمریکائی ها در پایان جنگ و به شکلی انبوه آمدند.
آمریکائی ها که به تازگی با
تکنولوژی جنگنده های جت آشنا شده بودند خلبانان آلمانی را که
با این هواپیماها پرواز میکردند را گردآوری کردند و به
پایگاهی در دهکده بووینگ دون در اطراف همل هامپستد متقل کردند.
آنها به انتقال تجربیات خود به
متفقین ترغیب شدند و در اینجا بود که رال با یک خلبان مشهور
انگلیسی به نام روبرت استنفورد توک آشنا شد و آنها دوستان خوبی
برای یکدیگر شدند.
رال پس
از بازگشت به آلمان نتوانست شغلی بیابد و ابتدا به کار فروش
هیزم پرداخت و سپس به کار در شرکت زیمنس مشغول شد ولی در سال
1953 از آنجا خارج شد و در
سال 1956 دوباره به ارتش
پیوست. از 1
ژانویه سال 1971
الی 31
مارس 1973
رال به سمت بازرس کل نیروی هوائی
آلمان غربی برگزیده شد و از 1
آوریل 1974 الی 13
اکتبر 1975
وابسته نظامی آلمان غربی در
NATO
(ناتو)
شد.
او در زمان بازنشستگی دارای درجه
ژنرالی بود. گونتر رال که
شاهد تقسیم دو آلمان بود در سال 1992
اتحاد مجدد دو کشور را شاهد بود و
در سال 2004 کتاب خاطرات خود
به نام خاطرات پرواز من را نوشت.
او دو روز قبل از مرگش دچار یک حمله
قلبی شد و در 4 اکتبر
2009
در سن 91
سالگی در خانه اش در شهر باد رایشن
هال در آلمان درگذشت.