فرانسيس گابرسکی مشهورترين خلبان
آمريكا در جنگ دوم جهانی بود كه به لقب گابی (GABBY
به معنی پرحرف)
مشهور شد و موفق شد با ثبت ركورد
34 پيروزی بالاترين ركورد را
در ميان خلبانان آمريكائی كسب نمايد. 28
پيروزی از اين تعداد مربوط به جنگ
دوم جهانی بود. او تنها
خلبان آمركائی بود كه در دو جنگ به عنوان خلبان آس شناخته شد
او یکی از مشهورترين ليدرهای خلبان آمريكا محسوب ميشد.
او فرماندهی دو اسكادران را برعهده
داشت و شش دوره فرماندهی گروه اسكادران را برعهده گرفت
و 11 سال فرمانده و
15
سال فرمانده عملياتی بود.
زندگينامه
پدر و مادر گابرسکی در
اوايل سده
1900 از لهستان به
ايالت نفت خيز آمريكا یعنی پنسيلوانيا مهاجرت كردند.
پدرش مانند اكثر اعضای فاميل او در
يك مغازه برای مدت 12 ساعت
در روز كار ميكرد ولی آرزو داشت پسرش در دانشكده نوتردام به
تحصيل مشغول شود. در سال
1938 اين آرزوی پدر به تحقق
پيوست اما گابرسکی جوان به كارهای آكادميك هيچ علاقه ای نداشت. به همين دليل به سرعت از
دانشگاه اخراج شد. روزی در
زمان تحصيل او در دانشگاه يك گروه از خلبانان را ديد و مشاهده
كرد كه یکی از دوستانش در ميان آنان است.
فريبندگی اونيفورم نظامی او را به
سوی خود كشاند و او در جولای 1940
به ارتش پيوست.
همچنين
حمله ارتش آلمان نازی به
لهستان او را برای رفتن به نيروی هوائی بسيار ترغيب نمود.
او به عنوان دانشجوی
خلبانی در پيتسبورگ در رسته شكاری به آموزش مشغول شد و با
هواپيمای
PT-17آموزش ديد. مراحل آموزش او در آلاباما
سپری شد و در مارس سال 1941
به عنوان ستوان دوم به خدمت در اسكادران هوائی وابسته به ناو
هواپيمابر مشهور یو اس اس واشينگتن (USS WASHINGTON)
كه در هاوائی مستقر بود، اعزام شد. او در اين
کشتی در اسكاران 45 كه وظيفه رهگيری هوائی را
برعهده داشت حضور يافت. در
اين جزيره او با همسر آينده خود به نام كاترين كوچران كه دارای
لقب کی (KAY) بود آشنا شد و
مدتی كوتاه پس از حمله ژاپن به پرل هاربور آن دو با هم نامزد
شدند. زمانی كه حمله ژاپن
به پرل هاربور اتفاق افتاد فرانسيس جوان و تعدادی از هم قطارانش در چند پرواز به مقابله با اين حملات پرداختند و
سعی
نمودند حملات ژاپنی ها را دفع نمايند.
اما ژاپنی ها پس از زدن ضربت به
سرعت عقب نشینی نمودند.
در
طول بهار و تابستان 1942
گابرسکی و ديگر افراد واحد او به آموزش پرواز با هواپيماهای
نوین
P-39
و
P-40پرداختند.
معاقبا او دستوری دريافت نمود كه
ميبايست به اروپا عزيمت نموده و با خلبانان لهستانی
RAFدر اسكادران شماره 303
لهستان در انگلستان پرواز نمايد. او در اين زمان به اين فكر
افتاد كه با ارتباط با خلبانان لهستانی كه با او دارای مشتركات
زيادی بودند آنان را به یکی از كارآزموده ترين واحدهای هوائی
تبديل نمايد. بنابراين در
سپتامبر 1942 به واشينگتن
رفت و در اكتبر همان سال به انگلستان رفت.
او زمانی فرماندهی اين اسكادران را
برعهده گرفت كه اين واحد به دليل فشار زيادی كه در جريان
نبرد
بريتانيا تحمل كرده بود در دروه استراحت بسر ميبرد بنابراين در
ژانویه 1943 او به اسكادران
شماره 315 شكاری كه با نام
دبلینسکی شناخته ميشد رفت.
او كه اسكادرانش اكنون به هواپيماهای جديد
اسپيت فاير مدل
IXمجهز شده بود دستور داد
افرادش روزانه بطور مستمر به گشتزنی در كانال مانش بپردازند. در نخستين روياروئی در
روز 3 فوريه با لوفت وافه او
يك درس خوب ياد گرفت و آن اينكه نبايد برای دشمن دلسوزی نمود.
او 20
ماموريت جنگی با اسكادران
315 انجام داد و سپس در 27
فوریه 1943
به گروه اسكادران 56
شكاری پيوست.
اين گروه اسكادران يك گروه اسكادران
شكاری متعلق به نيروی هوائی آمريكا بود كه در انگلستان مستقر
بود. در اسكادران 61
اين گروه اسكادران او به سرعت به
ليدر اسكادران تبديل شد اسكادران و به سرعت تبديل به يك فرد
خودرای و پرحرف گرديد. در
ماه می او به درجه سرگردی رسيد و در 24
آگوست 1943
موفق شد اولين كشته را با ساقط
نمودن يك
فوك وولف 190در
نزدیکی شهر دروكس در فرانسه بر نيروی هوائی دشمن تحميل نمايد. در
26
نوامبر 1943
او در يك ماموريت وظيفه يافت بمب
افكن های انگلیسی را كه قصد بمب باران شهر برمن را داشتند
اسكورت نمايد او در اين نبرد موفق شد چهارمين و پنجمين كشته را
بر دشمن تحميل نمايد و به عنوان يك خلبان آس شناخته شد.
در فوريه سال 1944
گبرسکی دو خلبان لهستانی را
وارد اسكادران خود نمود كه یکی از آنان
بولسلاو گلاديچ بود.
در آوريل همان سال گابرسکی به درجه
سرهنگ دومی نائل شد و در 22
ماه می 1944 موفق شد سه
هواپيمای فوك وولف را برفراز يك فرودگاه لوفت وافه ساقط نمايد.
او با كسب اين پيروزيها موفق شد به
همراه جانسون دومين ليدری باشد كه به ركورد 28
پيروزی دست يافته است و تنها خلبان
آمريكائی كه تا 5 جولای
1944 اين ركورد را به دست
آورد او بود.
در 20
جولای در حالی كه او 300
ساعت پرواز را پشت سر گذاشته بود،
مقامات در حال تهيه مقدمات برای بازگرداندن او به آمريكا بودند. علاوه بر اين او به همسرش
گفته بود كه برای فراهم ساختن مقدمات عروسی اقدام كند و در شهر
پنسيلوانيا نیز 2000 دلار
برای بزرگداشت و عروسی او پيش بینی شده بود.
در چنين اوضاعی او ماموريت يافت يك
گروه از بمب افكن ها را اسكورت نمايد.
اين گروه از بمب افكن ها قصد داشتند
تا شهر روسلهايم را در آلمان بمب باران نمايند.
پس از انجام موفقيت آميز بمب باران
و در حين بازگشت او متوجه شد يك هواپيمای
هاینکل
HE111برروی باند فرودگاه نظامی آلمان
پارك شده است. او به سوی
اين هواپيما حمله كرد و در شيرجه اول نتوانست آن را مورد اصابت
قرار دهد. در شيرجه دوم ناوبر او نتوانست درست دماغه هواپيما را تنظيم كند و در هنگام
برخواستن در شيرجه دوم پروانه هواپيما به باند فرودگاه خورد و
آسيب ديد. گابرسکی هواپيما
را تا جنگلی كه نزديك فرودگاه بود هدايت كرد و در آنجا از
هواپيما خارج شد و سعی نمود تا از دست آلمان ها بگريزد اما
5 روز بعد دستگير شد و توسط
هانس شارف كه یکی از بازپرسهای مشهور آلمان در جنگ دوم جهانی
بود مورد بازجوئی قرار گرفت و سپس به اردوگاه اشتالاگ لوفت
فرستاده شد كه برای نگهداری اسرای جنگی ساخته شده بود در آوریل
1945 اين اردوگاه توسط ارتش
سرخ شوروی آزاد شد و او به آمريكا بازگشت.
او كه فقط 90
روز در اسارت آلمان ها بود پس از
بازگشت با كاترين كوچران ازدواج كرد و سپس به فرماندهی بخش
آزمايش هواپيماهای تازه طراحی شده در پايگاه رايت فيلد منصوب
شد. پس از يك سال و اندی به
فرماندهی اسكادران 55شكاری
وابسته به گروه اسكادران 20
منصوب شد او در اين سمت از طرف نيروی هوائی به دانشگاه كلمبيا
رفت تا در رشته زبان روسی به تحصيل بپردازد (زيرا
پس از اتمام جنگ جهانی اينك جنگ سرد ميان آمريكا و شوروی ضرورت
آگاهی به زبان روسی را افزايش داده بود)
او سپس به فرماندهی گروه 56
شكاری منصوب شد كه در ميشيگان مستقر
بود.
در 11
مارس 1950
به درجه سرهنگ تمامی ارتقا يافت. در جريان جنگ كره گروه
شكاری او كه منتخبی از مردان برگزيده نيروی هوائی آمريكا بودند
به جنگ فراخوانده شدند تا بتوانند برتری نيروی هوائی كره شمالی
را از بين ببرند. او در
2 سپتامبر و 2
نوامبر موفق شد 2 میگ 15
كره شمالی را سرنگون كند.
او در اين زمان تعدادی از خلبانان
سابق گروه 56 شكاری را به
خدمت فراخواند و اين گروه برگزيده از خلبانان موفق شدند با دو
اسكادران عملياتی 96 ميگ كره
ای را ساقط نمايند و گابرسکی به تنهائی موفق به سرنگون نمودن
3 ميگ كره ای شد و تبديل به
يك خلبان آس جت گرديد. او
متوجه شد دو فرودگاه چینی در نزديك مرز با كره به ارسال
هواپيما و تجهيزات به كره شمالی ميپردازند بنابراين با همراهی
ماهوريان بالای اين دو فرودگاه به پرواز در آمدند و به شکلی
عملی به آنان هشدار دادند.
پس از سقوط ماهوريان در جنگ كره و اسارت او گابرسکی كلنل جان
ميچل را كه در جنگ دوم مسئوليت هدف قرار دادن
ادميرال ياماموتو
را داشت به جای او منصوب نمود.
جنگ كره زمانی برای گابرسکی به
اتمام رسيد كه او از کل 289
ماموريت جنگی رسما 123
ماموريت جنگی را در جنگ كره انجام داده بود.
او پس از پايان جنگ كره در سال
1953 به آمريكا بازگشت
و پستهای مختلفی را دريافت نمود و در 1
نوامبر 1967
بازنشسته شد.
او 5000
ساعت پرواز در كارنامه نظامی خود
داشت که 4000 ساعت آن را با
جنگنده جت انجام داده بود.
فرودگاه شوفولك در سال 1969
به نام او تغيير نام داده شد و فرانسيس گابرسکی ناميده شد و در
سال 1987 پرتره او را در
سالن خلبانان مشهور نيروی هوائی آمريكا قرار دادند.
او برای مدتی به فرمانداری لانگ
آيسلند برگزيده شد و 26
فوریه 1981 از اين پست كنار
رفت. او 9
فرزند داشت كه دو فرزند پسر او
اكنون در نيروی هوائی آمريكا به خدمت مشغول ميباشند و كوچكترين
دختر او به نام تری نيز در سال 2005
به بالاترين درجه ای كه يك زن
ميتواند در نيروی هوائی دست يابد یعنی سرتیپی رسيد.
همسر او كاترين در سال 1993
در يك سانحه اتومبيل كشته شد و خود
گابرسکی در 31 ژانویه
2002 در بيمارستانی در نيويورك بر
اثر ناراحتی قلبی درگذشت.