هوبرت زمك در جنگ دوم جهانی در واحد
شكاری نيروی هوائی ايالات متحده آمريكا خدمت كرد و به عنوان
یکی از خلبانان آس آن كشور شناخته شد.
ژنرال جیمی دوليتل یکی از معرفترين
فرماندهان آمريكائی در جنگ دوم جهانی از هوبرت زمك به عنوان
یکی از بهترين فرماندهان گروه اسكادران خود ياد كرد.
او فرماندهی گروه اسكادران
56 شكاری مستقر در انگلستان بود كه
اين اسكادران به نام گله گرگ زمك ملقب شده بود.
زندگينامه
هوبرت زمك در
14
مارس 1914
در يك خانواده دارای اصالت آلمانی
در ايالت مونتانا متولد شد.
پدرش بنو و مادرش آنا نام داشتند.
هوبرت جوان به خلبانی هيچ علاقه ای
نداشت و تمايل دشت كه جنگلبان شود اما پس از شركت در تيم های
بوكس و فوتبال در دانشكده ايالتی مونتانا به سالن خلبانان
مشهور آمريكا رفت و از اين مكان بازديد كرد.
او در اين بازديد از اين مكان خوشش
آمد. در سال 1936
دوست زمك به او پيشنهاد كرد كه شانس
خود را برای پيوستن به نيروی هوائی ايالات متحده آمريكا
بيازمايند. زمك اين پيشنهاد
او را قبول كرد و آنها وارد دانشكده پرواز راندولف فيلد شدند و
پس از مدتی آموزش به مدرسه خلبانی کلی فيلد تگزاس رفتند.
در سال 1937
او خلبان جنگنده
P-40گرديد و در لانگلی فيلد ويرجينيا به
خدمت مشغول شد. در سال
1940 زمك به عنوان يك ناظر
از طرف نيروی هوائی ايالات متحده آمريكا به انگلستان رفت تا از
نزديك به مشاهده تاكتيك های هردو طرف درگير در
نبرد هوائی
بريتانيا بپردازد. او وظيفه
داشت به بررسی تاكتيك های لوفت وافه و
RAFبپردازد و زمانی كه آمريكا به جنگ
وارد شد بتواند از اين تاكتيك ها در جنگ استفاده نمايد. در سال
1941
او به شوروی اعزام شد تا به خلبانان
روس چگونگی پرواز با هواپيماهای آمريكائی
P-40را آموزش دهد.
در فوریه 1942
و پس از ورود آمريكا به جنگ زمك
بسيار تمايل داشت تا در واحدی از ارتش آمريكا از راه ايران به
مصر برود. اما پس از چند
ماموريت موقت كه یکی از آنها آزمايش مدل جديد هواپيمای تازه
توليد به نام
P-47بود، به
فرماندهی گروه 56 شكاری
برگزيده شد. او در اين زمان
دارای درجه سرگردی بود و اين گروه شكاری نيز به هواپيماهای
P-47مجهز شده بود.
آنها در 6
سپتامبر 1942
به انگلستان عزيمت نمودند.
زمك به گسترش تاكيكهای جنگی
با
P-47پرداخت و تاكتيكهای
زيادی را نيز ابداع نمود.
در ژانویه 1943 اين گروه
شكاری ماموريت يافت در بمب باران وسيع آلمان تحت فرماندهی واحد
هشتم
نيروی هوائی خدمت نمايد.
اولين ماموريت آنان همراهی بمب افكن
های انگلیسی بود. برای اولين
بار يك دسته از بمب افكن های انگلیسی به ماموريت بمب باران در
اروپا ميرفتند و همراهی و اسكورت آنان را گروه 56
شكاری آمريكا به عهده داشت.
او در اين سمت يك ديسپلين و كار
تیمی قوی را به اجرا گذاشت و از پيشنهادات ِ ارائه شده حتی اگر
از سوی افرادی مطرح ميشد كه كمترين رتبه را دشتند استقبال
ميكرد. در 8
ماه می 1943
زمك به درجه سرهنگی ارتقا يافت و در
13 ژوئن 1943
او در هنگام هدايت گروه 56
شكاری با دو هواپيمای فوك وولف
آلمانی از
JG54مواجه شد و
آنها را سرنگون نمود.
در 4 اکتبر
1943
او موفق شد پنجمين كشته را از خصم
بگيرد و به رتبه آس در ميان خلبانان دست يابد.
در اين ماه گله گرگهای زمك موفق شده
بود 39 هواپيمای دشمن را
سرنگون نمايد در حالی كه خودشان فقط يك تلفات داده بودند. (آلمانها اكنون گروه
56 شكاری زمك را با نام گله
گرگ ميناميدند زيرا بصورت تیمی به شكار هواپيماهای آلمانی
ميپرداختند). از این
39 هواپيمای سرنگون شده تعداد
34 هواپيما در مدت 10
روز و بین 4 تا 14
اكتبر در هنگام اسكورت بمب افكن ها
بدست آمده بود. او به دليل
عملكرد بالای گروه شكاری خويش توسط مقامات به شدت تحت فشار
عمليات های پی در پی قرار گرفت و درخواست نمود كه کسی ديگر
جايگزين او شود اما در ژانویه 1944
دوباره به اين پست منصوب شد و پس از
بازگشت به پست خود يك تاكتيك جديد را مطرح نمود كه بر اين اساس
جنگنده های شكاری اسكورت ميبايست قبل از رسيدن شكاری های دشمن
به آنان و مقابله با اين حمله، خود دست به حمله پيشگيرانه زده
و هواپيماهای شكاری دشمن را قبل از رسين به بمب افكن ها از سر
راه خود بر دارند. اين
نتكتيك به تاكتيك پنكه زمك مشهور شد.
زمانی كه زمك فرماندهی گروه
56 شكاری را برعهده داشت اين گروه
شكاری موفق شد 500 پيروزی
خود را از تعداد کل 665
پيروزی بدست آورد كه نشانگر رهبری و فرماندهی عالی زمك در زمان
رياست بر اين گروه بود. خود
زمك نيز موفق به کسب 12
پيروزی از 500 پيروزی شده
بود (شايد علت كاهش سهم
افراد گروه شكار اين باشد كه آنان بصورت گله ای به دشمن حمله
ميكردند و آنچه برای آنان مهم بوده است كسب پيروزی و نه كسب
ركورد بوده است). او به
دليل اسكورت موفقيت آميز بمب افكن ها در 11
فوريه برای بمب باران شهر فرانكفورت
و نيز در 6 مارس 1944
به دليل اسكورت بمب افكن ها برای
بمب باران شهر برلين موفق به دريافت دو نشان صليب خدمت برجسته
گرديد.
در 12
ماه می 1944
گروه شكاری او در نبرد با
JG300كه تحت فرماندهی
گونتر رال
خلبان برجسته آلمانی متحمل 4
تلفات شد كه دو هواپيمای
P-47و دو هواپيمای
P-51را شامل ميشد اما در مقابل واحد
آلمانی
JG300
متحمل 11 تافات گرديد و خود گونتر رال نيز
زخمی شد و از هواپيما با چتر نجات به بيرون پريد.
در 12
آگوست 1944
زمك به گروه شكاری 49
منتقل شد و در روز اول عمليات
D-DAYگروه شكاری او متحمل
تلفاتی معادل 30 هواپيما
گرديد. مدتی بعد او ماموريت
يافت تا با هواپيمای P-51
پرواز نمايد و با اين هواپيما موفق شد يك جنگنده جت آلمانی را
ساقط نمايد.
در 30
اکتبر 1944
در جريان يك ماموريت او هدف قرار
گرفت و با چتر نجات به بيرون پريد.
او در منطقه تحت اشغال آلمان ها
فرود آمد و پس از 154
ماموريت جنگی كه با 17
پيروزی همراه بود پرونده خدمت زمك بسته شد.
او چندين روز از دست نظاميان آلمانی
كه در جستجوی او بودند فرار كرد ولی دستگير شد و به وسيله هانس
شارف بازپرس مشهور آلمانی مورد استنطاق قرار گرفت.
زمانی كه زمك با يك قطار در حال
انتقال به يك مركز بازپرسی بود، هواپيماهای متفين به اين
قطار حمله كردند و زمك موفق به فرار شد اما زمانی كه مشاهده
كرد دو دختر جوان آلمانی در يك اتومبيل در معرض حمله
هواپيماهای متفقين هستند، خود را به خطر انداخت و به كمك آن
دو شتافت و در يك موقعيت خطرناك و در زير شليك هواپيمای مذكور
آنان را نجات داد. اين عمل
قهرمانانه او را تا آستانه دريافت مدال شجاعت نازيها برد. به دليل اين شجاعت و
بازگشت پس از فرار او را به عنوان ارشد اسيران متفقين در
اردوگاه اسيران جنگي ِ اشتالاگ لوفت شماره 1
در نزدیکی شهر بارس تعيين نمودند. در اين اردوگاه
7
هزار اسير وجود داشت كه تا پايان
جنگ تعدا آنان به 9 هزار نفر
رسيد.
هوبرت زمک در
اسارت آلمانها
آنان در شرایطی رقت
انگيز يا غدائی با كيفيت و كميت اندك و بهداشت بد به سر
ميبردند. او با فرمانده
آلمانی كمپ ارتباط برقرار كرد و درخواست نمود شرايط كمپ تغيير
يابد. مدتی بعد او آگاه شد
كه آلمانها در حال برنامه ريزی برای كشتار زندانيان به منظور
جلوگيری از آزادی آنان توسط نيروهای ارتش سرخ شوروی هستند. او يك نيروی كاماندوئی را
برای مقبله با حمله احتمالی نازيها سازمان داد كه به سلاح های
دست ساز و مخصوصا بمب های دست ساز مجهز بودند.
وقتی آلمانها به اسيران متفقين
اعلام كردند كه بايد از اردوگاه خارج شوند زمك اين دستور آنان
را رد كرد و در يك تبادل نظر با اعضای ستاد خود به اين نتيجه
رسيدند كه آلمانها در تدارك ترك شبانه اين اردوگاه هستند. آنان آنقدر به مشاجرات و
بحث با آلمان ها ادامه دادند تا شب شد و صبح روز بعد مشاهده
كردند آلمان ها اردوگاه را ترك كرده اند.
او پس از تماس با روسها كه به
اردوگاه نزديك شده بودند با زبان سليس آلمانی و روسی كه در
زمان حضور در روسيه آموخته بود با آنان صحبت نمود.
او و افرادش در اختيار آمريكائی ها
قرار گرفتند و اندکی پس از روز پيروزی (V DAY)
به آمريكا بازگشت.
او پس از بازگشت به آمريكا به عنوان
رئيس تاكتيك های هوائی مدرسه هوائی تيندال در فلوريدا برگزيده
شد و در زمان ارسال كمكهای غذائی به مردم گرسنه در برلين كه به
دليل ممانعت ارتش شوروی از ارسال كمهای زمینی، اين كمها از
راه هوا ارسال ميشد، او فرماندهی گروه 36
شكاری را برعهده داشت.
در سال 1953
در دانشكده جنگ بكار مشغول شد و در
سال 1957 در پروژه تحقيقاتی
U-2كه يك هواپيمای جاسوسی
بود مشاركت فعال نمود. در
سال 1962 به فرماندهی بخش
دفاعی شهر رنو در ايالت نوادا برگزيده شد و در سال 1966
پس از 30
سال خدمت در ارتش با درجه سرهنگی
بازنشسته شد. او در
30 آگوست 1994
در شهر اورويل كاليفرنيا درگذشت و
در سال 2002 عكس و پرتره او
در سالن خلبانان مشهور قرار داده شد و در سال 2009
او به عنوان فرد برگزيده كلاس خود
در تاريخ دانشكده نظامی هوائی آمريكا انتخاب شد.