او یک تک تیرانداز ارتش سرخ شوروی
در جنگ دوم جهانی بود که به دلیل عملیات خارق العاده خود از
تاریخ 10 نوامبر الی
17 دسامبر 1942
در جریان
نبرد استالینگراد به شهرت
رسید. او با کشتن 225 سرباز و افسر ارتش متحدین
و 11 تک تیرانداز ارتش دشمن
جایگاهی ویژه در میان تک تیراندازان یافته است.
تا قبل از 10
نوامبر او فقط توانسته بود
32 سرباز از ارتش متفقین را با تفنگ
موسین -ناگات شکار نماید. اما بین اکتبر
1942
تا ژانویه 1943
موفق به کشتن 242
تن دیگر از ارتش متحدین گردید. اگر چه تعداد کشته شدگان
بدست او میبایست بیشتر از این باشد.
تعدادی از مورخین تعداد کشته شدگان
بدست او را بیش از 500 نفر
ذکر میکنند. او نزدیک بود
توسط یک تک تیرانداز دشمن کشته شود اما با خوش اقبالی از مرگ
گریخت.
اوایل زندگی و جنگ
دوم جهانی:
زایتسف در شهر یلنینسسکویا در منطقه کوهستانی اورال
متولد شد. نام اصلی او در
زبان روسی زایاتس که معنی آن خرگوش میشود بود.
او قبل از اینکه به استالینگراد
فرستاده شود در نیروی دریائی به عنوان یک منشی خدمت میکرد اما
با خواندن مطلبی در خصوص جنایات آلمانها در استالینگراد داوطلب
اعزام به جبهه استالینگراد شد.
او در هنگ تفنگداران شماره
1047 لشگر 284
وابسته به ارتش 62
شوروی به خدمت مشغول شد و نقشی مهم
در
نبرد استالینگراد بازی نمود.
منطقه کوهستانی اورال
ارتش شوروی در کارخانه متیز در
استالینگراد یک مدرسه تیراندازی دایر نمود که ریاست آن را
زایتسف برعهده داشت و تیراندازانی که در این مدرسه تربیت
می شدند با لقب زایچاتا خوانده می شدند که معنی آن خرگوش جوان می
باشد. آنتونی بیوور در کتاب
استالینگراد می نویسد ارتش 62
نقطه آغاز نهضت تک تیراندازان در
جنگ دوم بود. در آنجا نشست
هائی برگزار می شد که در آن نظریه ها و تجربیات خود را به بحث
و گفتگو می گذاشتند و مهارت خود را افزایش می دادند.
این ایده ها به
sniperism sniper
به معنی تک تیرانداز میباشدمشهور شده بود.
برآورد میشود که تک تیراندازانی که
زایتسف تربیت کرد بیش از 3.000
نفر از سربازان دشمن را کشته باشند. زایتسف تا سال
1943
در
نبرد استالینگراد شرکت داشت اما
در این سال از ناحیه چشم زخمی مرگبار برداشت.
او توسط پروفسور مشهور شوروی به نام
فیلاتوف مورد جراحی قرار گرفت و قوه بینائی خود را به دست آورد.
در 22
فوریه 1943
زایتسف به عنوان قهرمان اتحاد شوروی
شناخته شد. او به خط جبهه
بازگشت و در جنگ رودخانه دنیستر شرکت نمود و به درجه سروانی
دست یافت. پس از جنگ زایتسف
به برلین رفت و دوستان خود را که با وی و زیر فرمان او جنگیده
بودند ملاقات نمود.
او پس
از جنگ به عنوان مدیر یک کارخانه در کیف به خدمت مشغول شد و تا
سال 1991 که درگذشت در آن
شهر باقی ماند. او در
سن 76 سالگی و فقط 10
روز قبل از فروپاشی اتحاد شوروی
درگذشت. در سال 2001
یک فیلم با نام دشمن پشت دروازه با
حضور جودلاو ساخته شد که در آن ماجرای دوئل زایتسف و شخص
اروین
کونیگ را به تصویر میکشید اما با مطالعات تاریخی اثبات شده است
اروین کونیگ وجود خارجی نداشته است.
درسال 2006
جنازه زایتسف به مقبره سربازانی که
برای دفاع از استالینگراد جنگیده بودند به تپه مامایف کورگان
منتقل شد. این تپه مرتفع
ترین تپه در استالینگراد میباشد که برکل شهر احاطه دارد. تابوت وی به بنای یاد بودی
انتقال یافت که بر سنگ مزار وی این جمله تاریخی و مشهور زایتسف
نوشته شده است: برای ما هیچ
سرزمینی آنسوی ولگا وجود ندارد. (اشاره به اینکه باید در همین نقطه
جنگید و کشته شد و نباید به فکر عقب نشینی بود)
شهر ولگا
او در کتاب خاطرات خود در خصوص کشتن
اروین
کونیگ می نویسد: من
با دستکش خود از روی یک تخته لیز خوردم و خود را در موقعیتی
قرار دادم تا بتوانم تیرانداز ماهر دشمن را ببینم.
همکار من نیکلای کولیکوف کلاه خود
را از پشت یک مانع اندکی بالا برد و تیرانداز دشمن شلیک
نمود من توانستم موقعیت او را ببینم و او را با شلیک گلوله از
پای در آورم. زایتسف میگوید
کسی که کشته شده بود یک تک تیرانداز ماهر آلمانی بود که اسمش
هر کونینگ بود. زایتسف
مینویسد ما هرگز گمان نمی کردیم که یکی از مشهور ترین تک تیراندازان دشمن را از پای در آورده باشیم اما من و همکارم
کولیکوف از جیب او اسنادی بدست آوردیم که نشان می داد او هر
کونینگ مشهورترین تک تیرانداز مدرسه تیراندازی برلین بوده
است.